احمد بن محمد حسينى اردكانى

334

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

خلاف جهت حركت فلك است . سوم : آنكه كواكب مفروز در فلكند و فلك را خرق نمىكنند ، و به حركت فلك متحرّكند ، بنا بر آنكه در افلاك بجز حركت وضعيّه نمىتواند بود . و اصحاب اين رأى نيز به چند فرقه شده‌اند : بعضى مىگويند كه كوكب مبدأ قبول فيض قوّهء تحريك است ، مانند قلب يا دماغ در حيوان با آنكه خود ساكن است . و بعضى مىگويند كه مبدأ حركت در جرم آسمان است ، زيرا كه او متحرّك بالذّات است . و بعضى ديگر گفته‌اند كه بعضى از اجسام سماويّه قواى حركاتش از كوكب منبعث است ، و آن فلكى است كه حركتش از چند كره ملتئم شده است و در آن يك كوكب باشد ، مانند افلاك كواكب سيّاره ، و بعضى ديگر به خلاف آن است ، و آن فلكى است كه حركتش از يك فلك باشد و در آن ستاره‌هاى بسيار باشد ، مانند فلك ثوابت . و شيخ رئيس مىگويد كه در نزد من به بيانى واضح مبيّن نگرديده است كه [ 271 ] همهء ثوابت در يك كره باشند . و شايد كه در نزد غير من واضح باشد . و كسانى كه ثوابت را حافظ وضع مىدانند ، بعضى از ايشان مىگويند كه براى آنها هيچ حركت نيست . و بعضى ديگر مىگويند كه براى آنها حركتى هست ، به همان جهت كه فلك به آن جهت حركت مىكند ، و به همان قدر ، و به اين سبب از مكان خود مفارقت نمىكند . و شيخ رئيس ، بعد از نقل اين اقوال ، گفته است كه اينها همه ضعيف است ، و اگر قوى است ما آن را درك نمىكنيم ، و معلّمان ما نيز آن را ظاهر نگردانيده‌اند . و همين قدر ما را كافى است كه بگوييم كه اجرام سماويّه منخرق نمىشوند . و از آنجا كه در هر جسمى از اجسام مبدأ ميل طبيعى مىباشد ، بايد كه چنان بدانيم كه كواكب بر نفس خود حركت مىكند . « 1 »

--> ( 1 ) - ابن سينا ، الشفاء ، الطبيعيات ، السماء و العالم ، ص 45 - 47 .